ناز نگارمناز نگارم، تا این لحظه: 19 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

نازنگار مامان جون و باباجون

دخمل ملوس مامانی و بابایی

نازگلم بیا با هم به سال جدید سلام کنیم از اول سال تا الان هیشی این جا ننوشتیم. مامانی رو ببخش دختر گلم. قربون اون لپای قلمبه نگارجونم بشم دیروز داداشی یاد گرفته صدات می زنه و بهت می گه آجی فدایی دخمل ملوسم که قلبش مثل آینه پاک و مثل دستای گرم خداجون مهربون. من و بابایی عاشقتیم دختر کوچولوی نازم. ...
1 خرداد 1391

نگار جونی تولدت مبارک

امروز ٢٩/١١/٨٩ روز تولد نگار کوچولوی مامان و بابا ناز دخترم ساعت ٦:١٥ صبح سال ٨٥ در بیمارستان رسالت به اومد. عزیز دردونه مامان و بابا امروز ٥ ساله شد. دختر قشنگم تولدت مبارک.امیدوارم روزهای خوش و قشنگی پیش رو داشته باشی و همیشه دستای مهربون خدای عاشقی ها پشت و پناهت باشه..... دلگرمی مامان و بابا تو زندگی تو هستی عزیزم. دوستت داریم  ....  دوستت داریم  ....  دوستت داریم  ..... راستی دخترکم، مطمئنم اگه داداشی می تونست حرف بزنه ... شیرین زبونی می کرد و می گفت: آجی جونی تولدت مبارک...   همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی خلق کن...
6 اسفند 1390

نمایشگاه کاردستی

دیروز مهد کودک واسه کاردستی های بچه ها نمایشگاهی برپا کرده بود.... رفتم کار های بچه ها رو دیدم. کاردستی نگارجون هم کنار کاردستی های همکلاسی هاش بود. کارهای گروهی کلاسشون و نقاشی هاشون و ... همه کنار هم بودند. فدای دختر گلم با این همه خلاقیت و ذوق هنری مامان فدایی دختر گلش که لپاش داره هوپولی می شه ه ه ه ه ه ه دوستت دارم نگارجون مامانی
19 بهمن 1390